السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
48
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
انفعلت منّا ، كما أنّا نفعل فيها أو ننفعل منها . هناك هواء نستنشقه ، و غذاء نتغذّى به ، و مساكن نسكنها ، و أرض نتقلّب عليها ، و شمس نستضيء بضيائها ، و كواكب نهتدي بها ، و حيوان ، و نبات ، و غيرها . و هناك امور نبصرها ، و اخرى نسمعها ، و اخرى نشمّها ، و اخرى نذوقها ، و اخرى ، و اخرى .
--> - آن است كه من الگويى براى واقعيت دارم كه چيزهاى ديگر را با آن مقايسه مىكنم ، و واقعيت داشتن و نداشتن آنها را با آن مقياس ارزيابى مىكنم . اگر كسى گفت : آنچه در خواب است واقعى نيست ، معناى سخنش آن است كه رؤياها مانند امورى كه در بيدارى است ، نيست . اما اگر گفتيم : همه در خوابند ، ديگر چيزى براى ما باقى نمىماند تا بگوييم واقعى چيست و غير واقعى چيست ؟ شك در واقعيت وقتى عام شد اصلا واقعيت را بىمعنا مىكند . براى تحقيق بيشتر در اينباره رجوع كنيد به مقالهء جورج ادوارد مور ( George Edward Moore ) تحت عنوان Certainity . مور در اين مقاله مىگويد : اصلا ما در وجود جهان خارج نمىتوانيم شك كنيم . چون الگوى واقعيت يعنى همينكه در جهان خارج ما احساس مىكنيم . واقعى بودن ، يعنى مثل جهان خارج بودن .